فشار استراتژیک یا عطش خدمت؟!
فشار استراتژیک یا عطش خدمت؟!

۵٠ روز از انتخاب مهدى خلیلى به عنوان شهردار بندرانزلى مى گذرد. انتخابى که موجب نگرانى و حتى اعتراض بخش عظیمى از دلسوزان و مردم فرهیخته بندرانزلى به عنوان یکى از پیشروترین و مهمترین شهرهاى ایران گردید. این نگرانى از این جهت بود که ایشان نه تنها دارای تخصص و تحصیلات مرتبط نیست، بلکه بر […]

۵٠ روز از انتخاب مهدى خلیلى به عنوان شهردار بندرانزلى مى گذرد. انتخابى که موجب نگرانى و حتى اعتراض بخش عظیمى از دلسوزان و مردم فرهیخته بندرانزلى به عنوان یکى از پیشروترین و مهمترین شهرهاى ایران گردید. این نگرانى از این جهت بود که ایشان نه تنها دارای تخصص و تحصیلات مرتبط نیست، بلکه بر اساس تعاریف آیین نامه شرایط احراز پست شهردار، حتی یک روز هم سابقه مدیریت میانی نداشته و صرفا در پست های مختلف در شهرداری بندرانزلی و در قالب مدیریت پایه مشغول بوده و به عنوان شخصی که خود مسوول بخشی از فجایع امروز شهر بندرانزلى بوده، مصداق بارز «بانیان وضع موجود» بوده و همه ى امید شهروندان براى بهبود وضعیت شهر را از بین برده است.
بر اساس شنیده ها، زمانبر شدن صدور حکم خلیلى دلایل متعددى دارد. از ابهام در دریافتى هاى جایگاه cng در زمان تصدى سازمان حمل و نقل تا شبهات مربوط به صدور پروانه هاى سفارشى براى سازنده هاى خاص. اما مهمترین دلیل شاید وجود پرونده باز مربوط به صدور مجوز تخریب یک خانه تاریخى موسوم به خانه اقبال، بدون استعلام از مراجع ذیربط مى باشد که موعد رسیدگى آن در مراجع قضایى استان، بیست و پنجم ماه جارى مى باشد.
اگرچه تجربه ثابت کرده است که نتیجه پرونده هاى مشابه چه بوده است، اما فشار بسیار شدید روزهاى اخیر برخى افراد خاص به استاندارى گیلان براى صدور حکم پیش از موعد رسیدگى پرونده بسیار قابل تامل است.
حال سوال اینجاست که آیا این فشارهاى غیرمتعارف، در جهت زمینه سازى براى ارائه خدمات به مردم شریف بندرانزلى ست، یا یک فشار استراتژیک براى قرار دادن ساختار قضایى در مقابل عمل انجام شده؟!